لمس کن
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالی است...
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد...
لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنی است و عریان...
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار...
لمس کن لحظه هایم را...
تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:57 توسط محمد تنها
|
من محمد×××××× متولد26/7/1368(ملقب به داداشی) اینم تصویرمه