درد و دل
سلام دوستان عزیز اگه از این من بعد وبم سوت وکور شد تعجب نکنید چون عازم خدمت سربازی هستم 
دوستدار همیشگی شما داداشی
سلام دوستان عزیز اگه از این من بعد وبم سوت وکور شد تعجب نکنید چون عازم خدمت سربازی هستم 
دوستدار همیشگی شما داداشی

شاخه ها پژمردست....
سنگ ها افسردست
رود می نالد ...
جغد می خواند ....
غم بیاویخته با رنگ غروب ....
می تراود ز لبم....قصه ی سرد
دلم افسرده در این...... تنگ غروب

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چوپروانه بسوخت
هر روز پشت پنجره می ایستم و بعد .........
اشکی که دانه دانه سرازیر می شود
بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم
دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آنهمه پیمان . که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
شبو با رنج تنهایی من سر کن
شاید فردا روز عاشق شدن باشه
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه