درد و دل

سلام دوستان عزیز اگه از این من بعد وبم سوت وکور شد تعجب نکنید چون عازم خدمت سربازی هستم

دوستدار  همیشگی شما داداشی

.... من

 

شاخه ها پژمردست....

   سنگ ها افسردست

     رود می نالد ...

         جغد می خواند ....

        غم بیاویخته با رنگ غروب ....

     می تراود ز لبم....قصه ی سرد

   دلم افسرده در این...... تنگ غروب

با یادت زنده ام

                                    

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چوپروانه بسوخت

یادت ویرانم میکند (سهیل)

 

 

هر روز پشت پنجره می ایستم و بعد .........

اشکی که دانه دانه سرازیر می شود

دل تنگ ترین

 
اه دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم

وحسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم؟

                                         دلتنگم دلتنگ

این پست مخصوص خودته ولی میدونم هرگز نمی خونیش نامرد من

بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم

دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آنهمه پیمان . که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن

درد پدر

برادر جان نمیدونی چه دلتنگم
برادر جان نمیدونی چه غمگینم
نمیدونی . نمیدونی . برادر جان
گرفتار کدوم طلسم و نفرینم
نمی دونی چه سخته در به در بودن
مثل طوفان همیشه در سفر بودن
برادر جان . برادر جان . نمیدونی
چه تلخه وارث درد پدر بودن
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم تنگه از این روزهای بی امید
از این شبگردیهای خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه
دلم خوش نیست . غمگینم برادر جان
از این تکرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی . که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق . عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم . شاید که با فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه

شبو با رنج تنهایی من سر کن
شاید فردا روز عاشق شدن باشه
دلم تنگه برادر جان
برادر جان دلم تنگه

نوشتن

نه آسمان دلم ابریست و نه آرزوهایم خیس

اما درین روزمرگی زندگی و دل مشغولی ها انگیزه ای برای

نوشتن ندارم

نمیدانم تا کی و شاید این رفتن تا نداشته باشد.

اگر بازگردم با سبدی از تازگی خواهم آمد