نانسی

    ترانه نانسی به فارسی  

                  

 

 

الدنيا حلوة و احلى سنين

جهان زیباست و این سالها باشکوه ترین سالهای زندگی می باشند

بنعيشها و احنا يا ناس عاشقين

و ما در حالیکه به یکدیگر عشق می ورزیم در این جهان زیبا زندگی می کنیم

ننسى اللي فاتنا و نعيش حياتنا

تمام چیزهای ناخوشایندی را که در گذشته اتفاق افتاده اند فراموش می کنیم و همراه با شادی به زندگی خود ادامه می دهیم

عالحب متواعدين

در حالیکه با یکدیگر پیمان عشق بسته ایم

 

انسى

فراموش کن

 

كل الأحبة اتنين اتنين

تمام عاشقان در گروه های دو نفره در حال معاشقه هستند

متجمعين في الهوا دايبين

و با یکدیگر در هوای عشق غرق شده اند

على ايه تكشر و ليه تفكر

برای چه نگران و آشفته هستی و به چه فکر می کنی

ده العمر كله يومين

این دنیا تنها دو روز است

 

انسى

فراموش کن

 

انسى اللي راح على طول على طول

آن کسی که تو را برای همیشه  ترک کرده است فراموش کن

ما تسيبش زعلك مرة يطول

اجازه نده که غم و غصه برای مدت طولانی در وجودت باقی بماند

افرح شوية و اضحك شوية

کمی خوشحالی کن و لبانت را برای لحظه ای به لبخند بگشا

كدا خلي روحك عالية و هاي

و اینگونه با صبر و تحمل در برابر مشکلات روحت را سربلند نگه دار

 

و يا قلبي غني كمان و كمان

و ای قلب من همچنان ترانه و آواز بخوان

وصل غنايا لكل مكان

و صدای ترانه های من را به گوش همه برسان

و انا لو عليا دلوقتي جاية

و من اگر که بتوانم هم اکنون در سراسر جهان به راه می افتم

علشان اقول يا زعل باي باي

تا به تمام غم و غصه هایی که در جهان وجود دارد بگویم خداحافظ ای غم و غصه

 

 

الحب غير معنى الكون

عشق توانست که به این جهان بیکران مفهوم و معنای تازه ای ببخشد

خلاله شكل و طعم و لون

باعث شد که این جهان شکل و رنگ و لذت باشکوهی بیابد

سكر زيادة لأ مش بعاده

این همه شیرینی و لذت خارج از تصور من است

ده انا حاسة اني هطير

من خود را همچون پرنده ای احساس می کنم که خواهان بال گشودن و پرواز کردن می باشد

 

 

احنا اللي بالحب صالحنا

ما عشق را همچون ندای صلح و دوستی در جهان قرار دادیم

ايامنا و ارتاحت روحنا

و عشق باعث شد که روزها و همچنین وجود ما به آرامش دست پیدا کند

فوت و عدي علشان تعدي

اگر در کوره راه زندگی به مشکلی برخورد کردی بدون ترس از آن مشکل عبور کن تا بتوانی به مسیرت را در راه زندگی ادامه دهی

 

و ارتاح من التفكير

و اجازه نده که افکار ناخوشایند باعث دل نگرانی و آشفتگی تو بشوند

 

انسى

فراموش کن

عکس های دیگر نانسی

 

 

نظر یادتان نره.

دانشجو

 

big hugقابل توجه دانشجويان عزیزbig hug

ترم ۱ دانشگاه : سرت حسابی تو درس و مشق هست به هیچی فکر نمیکنی.happy
 


ترم ۲ دانشگاه : کمی توی جلسات
مخ زنی شرکت میکنی .tongue
 


ترم ۳ دانشگاه : حداقل داشتن چهار دوست دختر الزامی است .big grin
 


ترم ۴دانشگاه : بسیار مهم است که برای پایان ترم حتما یکی از دوست دخترهای خود را به منزل ببرید .oh go on



ترم ۵ دانشگاه : در دست داشتن یک سیگار و در جیب داشتن یک پاکت سیگار.whistling
 


ترم ۶ دانشگاه : داشتن خانه مجردی و یا مکان برای مواقع ضروری .peace sign
 


ترم ۷ دانشگاه : شرکت در کلیه پارتی های گوناگون .dancing
 


ترم ۸ دانشگاه : داشتن اتوموبیل برای سهولت در بلند کردن دختران گرامی .bring it on
 


ترم ۹ دانشگاه : هم اکنون شما به یکی از حرفه ایی ترین مخ زن ها تبدیل شدید .و می توانید کار خود را برای تور کردن مورد های دیگر شروع کنید بهتر است برای پایان نامه آخر ترم خود نیز چند تا از دوست دختر ها را به سیخ بکشید .   cool  cowboy  batting eyelashes

 

 دختر ایرانی

پرنیان سرد

http://www.zibayi.blogsky.com زیباترین عکس ها از دختران زیبا,تصاویر زیبا و دیدنی و تابلوهای هنری بسیار زیبا (این عکس در اندازه ی بزرگ می باشد )

پرنیان سرد

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است          بگذار تا سپیده بخندد به روی ما
بنشین، ببین که دختر خورشید "صبحگاه"              حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما

***
بنشین، مرو، هنوز به کامت ندیده ایم             بنشین، مرو، هنوز کلامی نگفته ایم 
بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است      بنشین، که با خیال تو شب ها نخفته ایم
***
بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه         خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش              یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست
***
بنشین، مرو، حکایت "وقت دگر" مگوی        شاید نماند فرصت دیدار دیگری

آخر، تو نیز با منت از عشق گفتگوست            غیر از ملال و رنج از این در چه می بری؟
***
بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین             امشب، چراغ عشق در این خانه روشن است

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز         بنشین، مرو، مرو که نه هنگام رفتن است!...
***
اینک، تو رفته ای و من از راه های دور           می بینمت به بستر خود برده ای پناه!

می بینمت - نخفته - بر آن پرنیان سرد             می بینمت نهفته نگاه از نگاه ماه
***
درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ                خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز
یاد منت نشسته برابر - پریده رنگ -             با خویشتن - به خلوت دل - می کنی ستیز

چطوری بگم اسیرتم


صیاد

 
 
 

 

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم

ای طرفه نگارم

از دوری صیاد دگر تاب ندارم

رفت است قرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه روانم

تا دام در آغوش نگیرم نگرانم


از ناوک مژگان چون دو صد تیر پرانی

بر دل بنشانی

چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی

وای از شب تارم

در بند و گرفتار، برآن سلسله مویم

از دیده ره بوی تو، با اشک بشویم

با حال نزارم


برخیز که داد از من بیچاره ستانی

بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی

تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی

خوش جلوه نمایی

ای برده امان از دل عشاق، کجایی

تا سجده گزارم

گر بوی ترا باد به منزل برساند

جانم برهاند

ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند

جز گرد و غبارم