تو بودي مي گفتي ، عاشقم مي موني

 

تو بودي مي گفتي ، عاشقم مي موني
تو بودي كه قول دادي با من بموني
تو بودي با اون نگات ، با اون طعم لبات
تو بودي با اون چشات قلبم رو لرزوندي
رفتي از پيش من تنها شدم
مي خوام بات بمونم اگه نياي من ديونه ميشم

 
مي دوني تو منو نمي خواستي
پس چرا بم نمي گفتي
نه نه تو نگفتي يه روز ميري
حالا من اينجا با خودم موندم
از عشق تو مي خونم ، برگردتو پيش من اي عشق من
 
روز آخر ديدمت ، يادته بوسيدمت
با گريه گفتم به تو از پيش من تو نرو
خيره شدي تو بهم ، با خنده گفتي ديگه
من نمي خوامت تورو از ييش من تو برو
اما حالا ديگه خيلي ديره، حالا كه خاطراتت يكي يكي داره ميميره