امتحان عشق
در جلسه امتحان عشق
من مانده ام و یک برگه سفید!
یک دنیا حرف نا گفتنی
و یک بغل تنهایی ودلتنگی...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!
و برگه سفیدم
عاشقانه قطره را در آغوش میکشد!
عشق تو نوشتنی نیست...در برگه ام کنار آن قطره
یک قلب کوچک می کشم!
وقت تمام است.
برگه ها بالا...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۷ ساعت 1:10 توسط محمد تنها
|
من محمد×××××× متولد26/7/1368(ملقب به داداشی) اینم تصویرمه