هيچ ميدوني موقعي که يکم ازم دور ميشي چقدر غصه دار ميشم با توام آبجی

هيچ ميدوني موقعي که يکم ازم دور ميشي چقدر غصه دار ميشم ،
اون وقته که چشمم دنبال چشاي قشنگت ميگرده که با هر نگاه
کلي انرژي ازشون دريافت ميکنم.. دستام دنبال دست هاي
مهربونت ميگرده تا بدونه هستي...هميشه ميموني...
خودت ميدوني که اين واژه ها نميتونن اون چيزي رو
که تو عمق وجودمه ابراز کنن..
وقتي ميخوام از تو بنويسم نه تنها واژه ها در مقابلت کم ميارن
حتي به احترام حضور سبزت در مقابلت سر تعظيم فرود ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 20:31 توسط محمد تنها
|
من محمد×××××× متولد26/7/1368(ملقب به داداشی) اینم تصویرمه