ازت خبری نیست ... (ابجی)

دلم برات یه ذره شده
دلم میخواد داد بزنم و بگم که چقدر دوست دارم اما تو ... تو میگی دیگه از این حرفا نزنم
پس با دلم چیکار کنم که دیووونته
دیووونه ی من دوست دارم تا آخر دنیا هم فراموشت نمیکنم
باهام بمون بهت احتیاج دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 11:12 توسط محمد تنها
|
من محمد×××××× متولد26/7/1368(ملقب به داداشی) اینم تصویرمه